حافظا چون غم و شادیِ جهان در گذر است بهتر آن است که من خاطرِ خود خوش دارم - تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 21:35
علی هر روز از استرس خوابم کمتر میشه ۱۲ می خوابم ،۳ اینا بیدار میشم موبایلم رو چک میکنم ،۴ می خوابم تا ۵ ۵ از جام بلند میشم و میرم روی مبل توی حال دراز میکشم خسته ام علی خیلی خسته دلم می خواد یه شب راحت بدون اینکه هی بیدارشم ،بخوابم با قرص مسکن هم همینه وضعم دلم می خواد روزهای تعطیل بخوابم تا ۹ صبح م...
آفتاب آمد - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 9:12
علی کوچیک که بودم از همه چی میترسیدم از سوسک مورچه مارمولک کاشکی ترسهای الانم هم مثل همون موقع بود علی نیستی نمی دا نی استرس پیر شدن پدر مادرم دارد دیوانه ام می کند نگرانمنگران مادرم که افسرده شده نگران پدرم که هواسش دیگر مثل قبل نیست نگران کرونا م خدایا کمک کن نمیدونم این همه غم و استرس را کجای دلم...
نشنیده است عهدِ تو بوی وفا هنوز - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 9:12
علی حس میکنم دیگر کسی جز پدرم من رو دوست نداره حس میکنم آدم های اطرافم علاقه ای به دیدن من ندارن دلم می خواد برگردم برم توی تنهایی خودم دنیام کوچیک شده علی ،آدم های زندگیم هم! اگه بگم امشب یه حسی بهم گفت چه خوب که فردا برمیگردی بعد ناراحت شدم که یادم اومد فردا نه پس فردانمیدونم علی غمناکم غمناکم غمن...
حافظا چون غم و شادیِ جهان در گذر است u200fبهتر آن است که من خاطرِ خود خوش دارم - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 9:12
علی هر روز از است'>استرس خوابم کمتر میشه ۱۲ می خوابم ،۳ اینا بیدار میشم موبایلم رو چک میکنم ،۴ می خوابم تا ۵ ۵ از جام بلند میشم و میرم روی مبل توی حال دراز میکشم خسته ام علی خیلی خسته دلم می خواد یه شب راحت بدون اینکه هی بیدارشم ،بخوابم با قرص مسکن هم همینه وضعم دلم می خواد روزهای تعطیل بخوابم تا ۹ ...
گند زدم - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:23
علی امروز گند زدم یه مشتری بهم خورد 4 ساعت پشت خط بودم گند پشت گند بود که می آومد خداروشکر فردا جمعه است و دوشنبه تعطیل فردا دارم میرم دندون پزشکی خدا بخیر بگذرونه تنها میرم دفعه ی اولم که میرم بعدم که باید برم سر کار می خوام بپیچم احتمالا هم میشه ولی بزار ببینم چی میشه دعا کن برام علی اخراج نشم دعا...
بدنم لرزید - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:23
علی بدنم لرزید تمامش اشکم ریخت همزمان دلم برا خودم سوخت زیر دست دندون پزشک این اتفاق افتاد بیچاره رفت برام پتو آورد گرم شدم علی علی خیلی وقت سردم میشه همیشه سردمه دستام یخه ولی امروز خیلی بد بود بدنم داشت میلرزید از استرس از درد اشک بی صدا رختم دلم برا خودم سوخت یاد پارسال افتادم که مادرم کنارم بود ...
امید... - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:23
علی فکر می کنم اشتباه کردم نباید دوباره به ریک بر می گشتم نباید جواب وحید نه می گفتم و جواب ریک اره گرچه ریک به من بله گفت نه من به اون دیشب نمی دونستم گریه کنم یا بخندم علی 27 ماه جنوری 2018 رو باید ثبت کرد و شمارش رو شروع کرد که چقدر این دفعه دووم میاره 1 ماه یا دو ماه یا سه ماه یا کاا یک هفته علی...
I love you bab - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:23
علی بلاخره بعد از دوسال حرف اش و زد بهم یه چیزایی رو گفت که اشکم درآمد رفتم تو فکر تمام دعوا های توی این دوسال ,حداقل جواب داشتن الان علی اشک ریخت برام گفت تنها ش نزارم علی من همیشه تو دوست داشتن گند میزنم اول مانوال بود و بعدم این علی گفت خوشحالم که هستی و می مونی گفت مرسی که تا حالا موند ی پیشم عل...
عمر دگر بباید بعد از وفات مارا - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:23
علی فردا پریماه داره عقد میکنه بیچارههمچیش حلحلکی شد هم شان درست نتونست حلقه رو بده بهش میگم خوشحالی یا استرس داری میخوای ازدواج کنی میگه من لباس ندارم، میترسم لباسام سایزم نباشه ،امروز میاد لباساش،فردا عروسیه بهمین راحتی علی من نمیدم عقدش علی دنیا م پر شده از تنهایی در انتظار جمعه که این بیاد که او...
یه روز خوب میاد - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:23
علی زیر چراغ دندون پزشک که میشینم وسط کار که به اوجش می رسه فکر میکنم ما زاده شدیم برای درد کشیدن علی می خوام گریه کنم اما نمی تونم دنیای بدی شده علی من دلمبرات تنگ میشه نمیدونم علی چم شده دارم می رم ایران یه دوهفته دیگه باید خوشحال باشم ولی نیستم نمیدونم از فشار کار از دوری دوست پسر از ندونم کاری ه...
خدایا شکرت - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:23
تا حالا شده فکر کنید چجوری میمیرید با خود کشی یا نه راه های معمولی تصادف ماشین پرت شدن از یه جایی بیماری ناعلاج سرطان یا حتی اینجا ملت به خاطر کاهو مردن فکر کنم هسته زردالو بگیره تو گلوت و بمیری انتهای خیابان یکی بهت شلیک کنه یا هزار راه دیگه من دلم نمی خواد بمیرم به این زودی هنوز باید تلاش کنم و زن...
روزهای دوری - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 17:49
درست نمی دانم علی  کجای کار اشتباه کردم کی بود  کی انقدر از هم دور شدیم  پری&#1588
ابروویی که میپرد - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 17:49
علی  ابروهام می پرهاعصابم ضعیف شده  شبها خوابم نمیبره  صبح ها ز&#1608
دنیایی که امنیت ندارد - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 17:49
دم غروب علی  به خودم وعده ی شب شدن و خوابیدن میدم که بخوابم که همین جوری &#1575
بالا آوردم - تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 16:42
علی بالا آوردم3 بار بالا آوردمقصه از اونجا شروع شد که مدیر من فکر کرد خیلی بلدم و کار من و زیاد کرد و من و زود تر انداخت تو کیو کالاین هفته هفته ی اول بود و من هر روز سکته کردم از ساعت 12 تا 4 بعد ظهر من باید به صورت آنلاین با مشتری حرف بزنممن سکته میکنم هر روز علیصدای قلبم و میشنومروز اولم گند زدمع...
غافلی از حال دل ترسم که اين ويرانه را ديگران بی صاحب انگارند و تعميرش کنند - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی تا چشمم به دنیا باز شد افتادم به کار و پول دراوردن باید خرج همه چیو میدادم خونه ماشین پس انداز برای روزای بد دانشگاه و گذاشتم کنار چون پول نداشتم البته کونشم نداشتم رفتم به جاش مدرک گرفتم بلد نیستم با پسر رفتار کنم بلد نیستم دلبری کنم بلد نیستم شیطونی کنم کسیم من و پیدا نمی کنه اون وخت فکر میکنم...
تمام شد ...ای داد - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی دوشنبه صبح گریه گردم به خاطر اینکه تولد 29 سالگیم تنها بودم البته تنها نبودم دوستام کنارم بودن ولی اونی که می خواستم نبود ریک بهم هفته یقبل تکس داد گفت تو خیلی خوبی بهتر از این ا لیاقت داری من ناراحتت می کنم بهش تکس دادم یعنی چی یعنی من دیگه تکس ندم بهت جوابمو نداد روز تولدم بهش گفتم اره تو واقع...
اینجا بدون تو ... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی یه فیلم کوتاه میسازم آخر که فقط روش یه آهنگ پیانو باشه که میشه قلب آدم و باهاش فشار داد از موهای فر خودم شروع میکنم که برمیگردم و می خندم بعد خنده های من تو فیلم کمتر کمتر میشه آخرم تموم میشه اون اول تو هستی دستت تو فیلم هست بالای شهر وایسادیم نگاه میکنیم به شهر تو حرف میزنی من دلبری میکنم عشق و...
شب که از راه میرسه غربتم باهاش میاد - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
توی کوچه های غم با صدای پاش میاد علی روزام همون قدر تکراری و مسقزه اس که شباش دلتنگی خونواده یه طرف دلتنگی ریک یه طرف علی با یکی رفتم بیرون به نظر ادم خوبی میاد درامدش خوب نیست ولی خوشتیپ و مهربون اگه یکم محکمتر حرف میزد اگه شب کار نبود اگه یکم بیشتر حرف میزد علی علی علی علی بیا شیدایم کن پیدایم کن
دوباره های دور ,نزدیک - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی یه روزی فقط میخوام صبح بلندشم برم روی کاناپه دراز بکشم پی ام سی روشن کنم و بهش خیره بشم به هیچی فکر نکنم بی دغدغه, راحت فکر نکنم این کیس و باید چکار کنم سر کار مثل اون وقتا ی خونه مون همون روزا که منتظر بودی جواب کنکور بیاد و بی خیال بودی علی بعد دلم می خواد لاغر بودم میرفتم بیرون غذا می خوردم ب...