قلبم درد میکند
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی روز ها میگذرنهفته ها می گذرنمن تقریبا هر هفته میرم دیت یکی و میبینم کسی موندگار نیست همه گم میشن فکر میکنم زشتم فکر می کنم چاقم فکر میکنم همیشه تنها می مونم تنهایی داره اذیتم میکنه دعا میکنم زودتر یکی پیدا بشه دعا میکنم یکی کنارم باشه آین روزا دلم گرفته تو نمیای علی تو هیچ وقت نمیای توی خیالم هم...
هپی دیوالی عزیزم
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی قلبم تیر کشید امروز وقتی فهمیدم دیوالی پارسال همین موقع ها بود که داشت توی پارک برام از داستان های دیوالی می گفت دوباره اون دختر بچه داشت توی دلم گریه میکرد از دلتنگی علی دلتنگی خر است دوست نداشته شدن خر تر
لایف ایز گویز آن ....
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی زندگی میگذره من میرم بیرون آدم جدید میبینم هیچ کدومشون من و نمی خوان هیچ کدومشون من و دوست ندارن علی شب روز میشه روز ظهر میشه میرم سر کار شب میشه هیچ خبری نمیشه زندگی روز مره ام حال آدم و بد میکنه علی آگه مامانم هر روز بهم زنگ نزنه دیگه کسی سراغ منو نمی گیره علی دنیای تنهایی من دیوانه کننده است ...
نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
حالم بده علی دورم شلوغ هست پر از دوستای جدید، کارای جدید ولی حالم خوش نیست شیک شکلاتی هم میخورم ولی تاثیر نداره کاشکی تو بودی علی علی دعا کن زود این کار جدید رو یاد بگیرم علی سردمه گرمم کن با حرفات
بالا آوردم
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:55
علی بالا آوردم 3 بار بالا آوردم قصه از اونجا شروع شد که مدیر من فکر کرد خیلی بلدم و کار من و زیاد کرد و من و زود تر انداخت تو کیو کالاین هفته هفته ی اول بود و من هر روز سکته کردم از ساعت 12 تا 4 بعد ظهر من باید به صورت آنلاین با مشتری حرف بزنم من سکته میکنم هر روز علی صدای قلبم و میشنوم روز اولم گند...
نه دامن صورتی پیدا شد و نه تو امدی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
علی دیشب تو بار با پری و بی اف اش بودیم , یهو دلم گرفت از تنهاییم تو اوج خوشبختیم, تو اوج خبر های خوب دپرس شدم علی بعدم اومدیم علی دیشب تو راه برگشت ,فکر کردم الان ماشینم بر میگرده و من میمیرم, یاد یه فیلمم افتادم که یارو که تصادف میکنه جیش میکنه رو آسفالت و خوشحاله که این کارو کرده همون موقع ب
ازدواج فامیلی خر است مثل تو عزیزم
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
علی دلم می خواست امروز تو سینما بشینم زار بزنم با خوشتیپ جان و خواهرش,رفتیم سینما یه فیلم بیگ سیک ,پاکستانی بودن و مرد عاشق یه دختر سفید میشه ولی چون باید ازدواج فامیلی میکردم نشد اون موقع که به دختر گفت نمی تونم باهات ازدواج کنم و دختر نشست گریه کرد گولی گولی همون موقع علی می خواستم گریه کن
روز های پرکار...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
علی این روزا خوابم میاد و خوابم نمی بره خسته ام ولی هر وقت یادم به کارم می افته خدارو شکر میکنم علی بیا علی دو روز دیگه سیتیزن میشم خدایا شکرت!! نوشته شده توسط آبی در 9:41 | لینک ثابت •
زندگي يعني تو باشي
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
علی دیگه دوستم نداره من اشتباه کردم باهاش دوباره دوست شدم علی زندگیم خوبه تفریح زیاد نمیکنم کار می کنم درس می خونم علی زندگی می گذره خدارو شکر مهم نیست کسی باشه یا نباشه مهم اینه که موفقم فعلا از لحاظ کاری یکی بلاخره میاد من و از تنهایی در میاره علی بیا دنیا دوروزه میشه باهام زندگی کنیم د
دل کند ...ای داد
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
آفتاب زد بلاخرهگرمم داره می کنهکم کمعلی تو صفم از 5 صبح تا حالا برای پاسکنارم یه خانوم هندیهکه سندل پوشیدهیادمه از سندل بدش می آومداز پای ترک داراز آرنج خشک شدهدیگه نیست علیتمومش کرد یا من این جوری فکر می کنمهیچی نگفت بعد از نطق طولانی منسکوت کردخسته شده بودم علیاز سردرگمی تو رابطه خسته شده بودمآلا
روزهای خوب
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی نمی دونم چرا تازگی ا من وقتی مصاحبه میکنم یارو و خودم قهقه به جوابام می خندیم بعد علی من تازه امروز هم اینترویو داشتم هم حقوقم رفت بالا علی خدایی این همه دویدن فقط برای کرایه کردن یه خونه ی یه خوابه است. اونم برای این که مامان بابام میان و از این حرفها علی کارم که عوض شد , سیتی زن که شدم ,خ
مرا دوست داشته باش
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی وایسو دوست داشتم اسمتو صدا کنم بلند هنوز شک دارم این تویی یا نه ولی علی من به جهان اعتقاد دارم از اینکه این باید تنها کنارم بشینه اعتقاد دارم فقط علی یه چیزی یه حسی بهم میگه این نسبت به من گارد میگیره نمیدونم چرا علی یه چیز دیگه ذوق می کنم وقتی بهش میگم علی هی به خودم میگم این تویی بق
برای خودم آرزوی بهترین میکنم
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
چیزی عوض نمیشه علی روزها می گذره تو نمی یای من میرم دیت همین جوری پسر ها یکی یکی میمیرن کسی ادامه پیدا نمیکنه کسی موندگار نیست علی البته یه جورایی هم خوبه که تا بیاد علاقه پیدا بشه گم میشن علی خیلی راحت انگار نه انگار روزها علی یکی یکی میان میرن چیزی عوض نمیشه من همین جوری ساکت میمونم
نگرانی....
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی اعصاب ندارم صورتم سر همین اعصاب داغون پر جوشه میرم رو تردمیل میدام ولی آروم نمیشم پشمک می خورم حالم خوب نمیشه صبح مامانم فهمید گفت استرس نداشته باش بهم نگفت درست میشه علی هیچکی بهم نمیگه درست میشه دعوا کردم با مامانم یعنی دعوا که نه زود گفتم خدافظ و قطع کردم دلم نمی خواست جواب بدم اص
دنیا بیشتر از هر چیزی به اغلب آدما یه دل سیر آرامش بدهکاره..
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی وقت نکردم از مصاحبه ی سیتیزنیم بگم زود تر رفتم مثل همیشه که همه جا حولم خانومه گفت ما قبل از نیم ساعت راه نمیدیم داخل یه بیست مین نشستم منتظر بعد رفتم تو صف وایسودم که شماره مو بخونه گفت اسمت یا شمارتو میخونن میری تو نشستم با فاصله ی دو تا صندلی از یه پسر که فکر میکرم ایرانیه کسی با کسی ح
روزهای انتظار ..
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی شبا خوابم نمی بره خواب می بینم از اینجا اخراج شدم بر میگردم سر کارم میبینم کامپیوترمو برداشتن و میزم خالیه تو خواب همکار تپلمو میبینم که بهم می خنده و دیگه محل نمی ده بهم تو خواب منیجرمو میبینم که سرم داد میزنه تو خواب راه روی محل کار آینده مو میبینم که سرگردونم علی خواب بد میبینم بلند م
اسکار رفت ...
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علیاسکار رفت تنها فرد دوست داشتنی محل کارم من تصادف 9 ماه قبلم کلیم شد و اونم با خسارت جراحت گرفتن که هیچی نشده بوددر گیر بک گراند چک شدن از پالوالتو ام خانوم زنگ زددر گیر چک کردن معلم بودن من مال 3 سال پیشدرگیر تکس ندادن من اون اوایلعلیدا غونمامروز اسکار بغل کردم و اشکم در آومد بهش گفتم موا ظب خود
ای ماه فروزان و ای خسرو خوبان آن شعله ی جان بردار غمها را بسوزان
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی انتظاز کشیدن سخت ترین کار دنیاست باید بشینی منتظر باید زل بزنی به بیرون از پنجره فکرت مشغول باشه و به هیچی فکر نکنی بخوای درس بخونی اما نتونی درست تمرکز کنی بهونه بیاری سر چیزای الکی خسته بشی علی فکر کنم اگه اینجا بودی باهات بحث میکردم سر یه چیز الکی شاید میزدتم بعد دستامو سفت میگرفت
شکر، هزار بار شکر
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی روزای خوب دارن میان من دارم کارمو تو پالو آلتو شروع میکنم از باراکودا دیروز استفا دادم علی بهت بگم با ترس و لرز استفا رو امضا کردم رییس مون بهم گفت ایرانیای اینجا خیلی بی معرفتن میاین یه دو سال اینجا راه می افتم بعد از اینجا میرن عیل یه دو نفر دیگه از بچه های اینجا رفته بودن مصاحبه ولی من و
روز اول
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 11:36
علی امروز روز اول کارم بود خیلی خسته شدم شانس اوردم آخر هفته ی خوبی داشتم علی رفتیم تاهو با 10 نفر رو هوا بودم دوستم گفت خوش سفرم علی کسی عاشقم نشد نمیدونم علی خوشحالم و خدارو روزی هزار بار شکر میکنم من با 8 دلار اینجا کارو شروع کردم الان این درامدمه تلاش کردم روی پام وایسدم گریه کردم